![]() |
![]() |
|
| خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم |
|
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال! بنگر که خود چگونه می افتی چون برگی زرد یا سیبی سرخ!!؟
هیچ وقت از خودت پرسیدی گنبد آسمان چرا خم است؟ چرا کسی از خودش نپرسید؟ چرا یک شب نریم سراغ حال وهوای آسمان ببینیم او کجا کسی را گم کرده است وقامت نیلی بلندش زیر بار منت کدام چشم شکسته است؟ نمیدانم چرا فکر میکنم آسمان عاشق دریاست! و قصه این دو چیزیست شبیه قصه خورشیدوماه که برخلاف خیلی افسانه ها از روی عشق بهم نمیرسند!!! فکرش را بکن اگر خورشید وماه بهم میرسیدند چقدر قلب باید قربانی در آغوش کشیدن دو معشوق می شدند همینطور فکرش را بکن آگر آسمان ودریا بهم می رسیدند چه اتفاقی برای ساحل و ستاره ها می افتاد!!؟
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من |
سکوت وخلوت این عاشق گل
سرخ مثل سکوت گل سرخ است که درتنهایی خود عطر می پراکند عطر واژه ها در کلام شعر با او به صحرا شدیم عشق باریده بود وزمین پر از شقایق و ما پای در گل شدیم!! *************** بي تجربه متولد مي شويم ، با جرات زندگي مي كنيم ، و با حيرت مي ميريم ، تنها چيزي كه فروغش به خاموشي نمي گرايد خاطرات پاك است . . . *************** اگر زیستن را دوست داشتم هرگز به هنگام به دنیا امدن نمی گریستم *************** مرتضی هستم متولد24/07/1366 ساکن اصفهان احساسی عاشق ماکارونی رنگ آبی حساس به سخن دیگران متنفر از کلمه دوست دانشجوی رشته حسابداری |
| گذشته ها |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |