تبليغاتX
عشق پرزده
خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم

 

@@@.....................@@@@...........@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@...B...@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@.....E...@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@..K.....@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.....A.....@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@.....H........@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@........S.......@@@.@@............@@@................@.....  @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@   

دوستی آن است که بلبل بر رخ گل میکند

صدها خفا گل میکند بلبل تحمل میکند

 

 

بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند

 

بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند بعضي ها

 

نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها

 

 نيستند و اداي بودن در مي آورند بعضي ها در عين بودن

 

 هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند

 

 ولي آدم نيستند آنهاي ديگري هم كه آدم هستند

 

 نيستند 

 

 

 

نمی دانم چطور شد که دیدمت چطور شد نگاهت کردم نگاهم کردی

نمیدانم چطور شد که تمام لحظه هام شدی چطور شد که دنیام شدی

چطور

شد که زندگی وامیدم شدی چطور شد که تمام فکرم شدی چطور شد که

خواب وخیالم شدی چطور شد که بهترین خاطره ام شدی نمی دانم چطور

شد که بهترین حرف روی لبم شدی و حالا نمیدانم عشق ابدی ام میشوی

یا نه؟ تقدیم به کسی که هم اکنون دنیای من است  

  

 

دلم برای کسی تنگ است... که چشمان قشنگش را به عمق

 

آبی

 

دريا مي دوخت و شعرهای قشنگی چون پرواز پرنده ها میخواند

 

دلم برای کسی تنگ است ... کسی که خالی وجودم را از خود پر

 

می کرد و پری دل دلم را با وجود خود خالی نميذاشت ,دلم برای

 

کسی تنگ است ... کسی که بی من ماند کسی که با من نيست

 

کسی که بی او ماندم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/27ساعت 7:14 AM  توسط مرتضی | 

 

 

 

قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود خارهم کمترنبود از گل،بسا گلتر نبود

 

قرن ما شاعر اگر داشت که کبوتربا کبوتر،باز با باز نبود شعار پرواز

 

وای برما که تصورکردیم عشق راباید کشت

 

در چنین قرنی که دانش حاکم است عشق راازصحنه دورانداختن دیوانگی است

 

درماندگی است شرمندگی است...

 

قرن،قرن آتش نیست قرن یک هوای تازه است فکرها راشستشویی لازم است

 

گم شدیم گر درمیان خویشتن جستجویی لازم است

 

نازنینها ازسیاهی تا سپیدی را باید سفر کنیم

 

خرسند شدیم ازاینکه امروز     رنگی دگر است نه رنگ دیروز 

 

تا شب نشده رنگ دگرشد     گفتند ازاین نکته هزارنکته بیاموز

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/27ساعت 6:53 AM  توسط مرتضی | 

هدیه ی دوست

اي كه از يار نشان مي طلبي، يار كجاست؟ همه يارند، ولي يار وفادار كجاست؟

كاش توي دنيا سه چيز وجود نداشت: غرور، عشق و دروغ. آن وقت كسي از روي غرور، براي عشق، دروغ نمي گفت...

هم دل

هم راز

هم ...

از پيشوند " هم " ناياب تر و گوياتر يافته اي؟

عــشــق مثل آب ميمونه كـه ميتـوني توي دستت قايمــش كني

آخرش يه روز دستت رو باز مي كني ميبيني نيست

قطره قطره چكيده بي آنكه بفهمي

اما دستت پر از خاطره است.

عشق، خود را ندیدن است و او را دیدن!

دوست داشتن، خود را به خطر افکندن است و عشق، چشم پوشیدن از خود.

خطرات مي توانند محك عشق باشند و قلب را بيازمايند.

بدون خطر كردن، به دست آوردن دوست داشتني ها چگونه ممكن است و چه ارزشي دارد؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 0:27 AM  توسط مرتضی | 
امشب دلم گرفته. يك بغض تلخي توي گلومه كه راه نفسم را بسته. حس غريبي دارم. حس دلتنگي لحظه غروب. تا حالا شده كنار دريا باشي و به غروب خورشيد نگاه كني در حالي كه غم سنگيني توي دلت خونه كرده باشه و نتونه مانع گريه هات بشي؟ احساس دلتنگي يك غروب ابري و پاييزي را دارم. حس عجيبي دارم. احساس يك شاپرك كه توي تار عنكبوت گرفتار شده. احساس يك پرنده كه بالش زخميه و نمي تونه پرواز كنه. احساس يك پرستو كه از آشيونش دور مونده. دلم عجيب گرفته.... دلم مي خواد فرياد بزنم، اين قدر بلند كه تا اون بالا بالاها هم بره و خدا هم بشنوه. شايد چاره كنه. شايد يك نگاه به دل زخمي من هم بندازه. دلم مي خواد فرياد بزنم. دلم مي خواد گريه كنم. دلم خيلي گرفته، خيلي.....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 0:9 AM  توسط مرتضی | 

 

 

من جزیی از مردمان نامی وبی نامی هستم که مرده اند یا بعدا میمیرند

 

از همه ما یه نام می مونه ویه یاد. یه رسم میمونه ویه سنگ

 

آدمی یعنی اه ودمی ،آهش دمٌ  دمش دلبر

 

دلبر یکی اونم خدا توکه هرروز دل به یه دلبر می بندی

 

واسه چی میخوای بدونی خدا یکی یا دوتا؟

 

استادی داشتم نامی دوران بود

 

عزتی داشت رحم ومروتی داشت

 

صاف بود مثل کف دست. پاک بود مثل اشک چشم

 

زور  زور رستم دستان . کرم  کرم حاتم طایی . دل   دل شیر

 

زانو میزد به یه یاعلی. زار میزد به یه یاحسین

 

تا باشم دربدر مرامشم 

 

  قاطی پاتیم پهلوون  غصه نخور جوون

 

زندگی صدسال اولش سخته صدسال خیلیه عمر نوح میخواد تا آدمی آدم بشه

 

آدم شدن سخته  نه؟

 

گوش مفتی نداری میدونم پول دادی میخوای معرکه ببینی حال کنی

 

قبول پس سفارشی میکنم و زیپ دهنم رو میکشم

 

پهلوون اهل دله بهش دل بده تا بهت دل بده

 

یاعلی مدد بسم ا...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/17ساعت 0:56 AM  توسط مرتضی | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/12ساعت 1:36 AM  توسط مرتضی | 

 

 

 

خورشید،


ساعتی ست بی عقربه،


که پایان دلتنگی را می نوازد

 

 

 

 

 

 ماه،


قایقی،


رها بر امواج شب،


و من،


شاعری انگشت بر لب

 

 

 

ابر می غرد،


کوه فریاد می زند

 
و دریا ناله می کند،

 
وقتی

 

دلتنگ «تو» می شود

 

 

 

 

چشمه اي خندید،


شکوفه ها پلک باز کردند،


نام « تو » را شنیده بودند

 

 

پروانه ای پرید،


مترسکی کلاهش را صاف کرد،


صدای قدم های « تو » می آید

 

 

 

 

درخت دیوار می شود


ماه دیوار


سکوت دیوار


و من بر همه

 

 دیوار ها


نام تو را خواهم نوشت

 

 

 

 

 

سیگارت را له کن!

 

تلویزیون را خفه کن!

 

موبایلت را در سطل زباله بیانداز!

 

چشم هایت را ببند

 

و مرا ببین

 

که چقدر بی قرار توام...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/12ساعت 0:37 AM  توسط مرتضی | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/04ساعت 0:58 AM  توسط مرتضی | 

از این عکس خیلی خوشم اومده !!!!!!

شما چطور؟!!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/02ساعت 11:33 PM  توسط مرتضی | 

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

 

 

 خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه بادا

 

 

امیدواریم عید با بوسه هایش ، بهار با گلهایش و سال نو
با امیدهایش برتو ای عزیز ترین مبارک باشد.

 

 

لحظه اي که سال تحويل ميشه ... تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني ... کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه... سال نو مبارک گلم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/01ساعت 2:0 PM  توسط مرتضی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
من خودم
سکوت وخلوت این عاشق گل
سرخ مثل سکوت گل سرخ است
که درتنهایی خود عطر می پراکند

عطر واژه ها در کلام شعر با او به
صحرا شدیم عشق باریده بود
وزمین پر از شقایق و ما پای در گل شدیم!!

***************

بي تجربه متولد مي شويم ،
با جرات زندگي مي كنيم ،
و با حيرت مي ميريم ،
تنها چيزي كه فروغش به خاموشي نمي گرايد
خاطرات پاك است . . .

***************

اگر زیستن را دوست داشتم
هرگز به هنگام به دنیا امدن نمی گریستم

***************

مرتضی هستم
متولد24/07/1366
ساکن اصفهان
احساسی
عاشق ماکارونی
رنگ آبی
حساس به سخن دیگران
متنفر از کلمه دوست
دانشجوی رشته حسابداری

دوستان
عشق چیست؟
سرگردان
چهار دیواری
دلتنگی ها
مریم پاییزی
من و نوشته هایم
##...تلافی...##
از خیالم گذری کن ای عشق
حسابرس
سازمان حسابرسی
یک بشقاب قلب تازه
ستاره مشرقی
موسسه غیرانتفاعی سنایی
موسسه آموزش عالی سنایی
درهم شکسته
درد عاشقی
من ماندم تو هم بمان
بهترین عشق
من متولد ماه مهرم
کدهای جاوا
noteme
مسافر کوچولو
آرشیو پیوندهای روزانه
گذشته ها
آذر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
 

 عشق پرزده

POWERED BY
عشق پرزده